سایت خوگان

ولادت حضرت امام محمد باقر (ع) مبارک

درتاریخ 14-03-1390, 00:37 توسط bahram
anasayfa
anasayfa
anasayfa
فضائل وویژگیهای ماه رجب

اهمیت ماه رجب


رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود :دراین ماه جنگ باکافران حرام

است ورجب ماه خدا وشعبان ماه من ورمضان ماه امت من است .کسی

که یک روز ازماه رجب راروزه بگیرد ،مستحق خشنودیبزرگ خداوند

می شود وخشم حق ازاودور می شود(وسائل الشیعه ج 8ص 98)

امام موسی کاظم علیه السلام فرمود :هرکه یک روز ازماه رجب راروزه

بدارد ،آتش دوزخ باندازۀ یکسالراه ازاودور می گردد وهرکه سه روز

ازماه رجب راروزه بدارد بهشت براوواجب می شود .

(من لایحضره الفقیه ج 2ص 92)

اعمال ماه رجب

1- استغفار:

مهمترین عمل ماه رجب است . امام باقر (ع)فرمود:اکثروا الاستغفارالا

وهویرید ان یغفر لکم خداوند به سبب دوامر عذاب راازمردم دور میکند

وآنان رادچار عذاب نمی کند 1-وجود رسول خدا 2- استغفار امت .

استغفاردراین ماه به سه صورت است ا-هنگام صبح هفتاد مرتبه بگوید:

[استغفر الله واتوب الیه ]

2-درهمۀ این ماه هزارمرتبه بگوید: [استغفراللهذوالجلال والاکرام من

جمیع الذنوب والاثام ]

2- هرروز صدمرتبه بگوید: [استغفر الله الذی لا اله الا هووحده لا شریک

له واتوب الیه ]

3- روزه گرفتن دراین ماه خصوصاً ایام البیض(13و14و15رجب )

وروزمبعث وآخر این ماه

4- صدقه دادن دراین ماه بسیار سفارش شده است .

5- دعاها ونمازهای هرروز ماه رجب

6- گفتن ذکر [لااله الا الله] درهرروز هزارمرتبه



ولادت باقرالعلوم امام محمد باقر علیه السلام مبارک

آوازه علوم و دانشهای امام باقر ع چنان اقطار اسلامی را پر کرده بود

که لقب"باقر العلوم" (گشاینده دریچه‏هایدانش و شکافنده مشکلات علوم)

به خود گرفته بود."ابن حجر هیتمی" می‏نویسد:محمد باقر به اندازه‏ای

گنجهای پنهان معارف و دانشها را آشکار ساخته، حقایقاحکام و حکمتها

و لطایف دانشها رانیست و از همینجاست که وی را شکافنده و جامع

علوم، و برافرازنده پرچم دانشخوانده‏اند(1)."عبدالله بن عطأ" که یکی

از شخصیتهای برجسته و دانشمندان بزرگ عصر امام بود،می‏گوید:

"من هرگز دانشمندان اسلام را در هیچ محفل و مجمعی به اندازه محفل

محمد بن علی (ع) از نظر علمی حقیر و کوچک ندیدم. من "حکم بن عتیبه"

را که در علم و فقه مشهورآفاق بود، دیدم که در خدمت محمد باقر مانند

کودکی در برابر استاد عالیمقام، زانویادب بر زمین زده شیفته و مجذوب کلام

و شخصیت او گردیده بود.(2)

امام باقر ع در سخنان خود،اغلب به آیات قرآن مجید استناد نموده از

کلام خدا شاهدمی‏آورد و می‏فرمود: "هر مطلبی گفتم، از من بپرسید که

در کجای قرآن استتا آیه مربوط به آن موضوع را معرفی کنم". (3)

امام باقر علیه‏السلام از نگاه دانشمندان اهل سنّت

ابن حجر هَیْثَمی از متعصّبان اهل سنّت درباره امام باقر علیه‏السلام

می‏نویسد:«ابو جعفر محمّدٌ الباقر سُمِّی بذالک مِنْ بَقَرَ الاَْرضَ

ای شَقَّها وَ آثارَ مُخْبَئاتِها وَ مَکامِنها فلذالک هُوَ اَظْهَرَ مِنْ مُخْبَئاتِ کُنُوزِ

المعارِف و حقائق الاحکام ما لایخفی الاّ علی مُنْطَمِسِ الْبَصیرة اَو فاسِدِ

الطّویّة وَ مِنْ ثمّ قیل فیه هو باقِرُ العلم وَ جامعه و شاهِرُ علمِه وَ رافِعُهُ؛

لقب باقر برای ابو جعفرمحمّد باقر برگرفته از شکافتن زمین و بیرون

آوردن گنج‏های پنهان آن است، بدین جهت که او از گنج‏های پنهان معارف

و حقایق احکام آن قدر آشکار ساخت که جز بر افراد بی‏بصیرت و

دل‏های ناپاک پوشیده نیست و از این جاست که وی را شکافنده و

جامع دانش و نشر دهنده و بر افرازنده‏ی علم خویش نامیده‏اند.

وی سپس به شخصیّت امام در بعد عرفان اشاره می‏کند

و می‏گوید:«و لَهُ من الرّسوخ فی مقامات العارفین ما یکلُّ عنه

اَلْسِنَةُ الواصفین و له کلماتٌ کثیرةٌ فی السلوکو المعارف لا تَحتَمِلُها

هذه الْعِجالة؛ و برای او از استواری و ثبات در مراحل سلوک عرفانی

منزلتی است که وصف کنندگان از بیان آن عاجزند و در زمینه‏ی این

سلوک و معارف دارای کلمات فراوانی است که فرصت، مجال طرح آن

را نمی‏دهد.»(4)

عبدالله عطاء مکّی از دانشمندان عصر امام می‏گوید: «هیچ گاه دانشمندان

را از نظر علمی بدان سان که نزد امام محمد باقر علیه‏السلام بودند کوچک

و حقیر نیافتم. دیدم حکم ابن عُتَیبَه را با همه‏ی زیادی علم و منزلتی که در

نزد مردم داشت، در مقابل آن حضرت همانند کودکی بود که در مقابل معلّم

خویش نشسته باشد.»(5)

«جاحظ» دیگر دانشمند برجسته‏ی اهل سنّت آفاق زیبا و بلندای کلام

حکیمانه‏ی امام باقر علیه‏السلام را این گونه ترسیم می‏کند: «قد جَمَع محمّد

ابن علی ابن الحسین علیهم‏السلام صلاح حال الدّنیا بِحذافیرها فی کلمتین فقال:

,صلاح جمیع المعایش وَ التّعاشر مِلاُْ مکیال: ثلثان فِطْنَة و ثُلُثُه تغافلٌ،؛

محمّد ابن علیّ ابن الحسین مصلحت تمامی زندگی دنیا را در دو کلمه جمع

نموده و فرموده است: ,صلاح همه‏ی زندگی‏ها و روابط و معاشرت

«با دیگران» درپر نمودن پیمانه‏ای است که دو سوّم آن هوش و فراست

و زیرکی و یک سوّم آن تغافل (و خود را به غفلت زدن در بعضی از

امور) است.»،(6)

قتاده فقیه بصره به امام باقر علیه‏السلام گفت: «بخدا سوگند من در نزد

فقیهان و ابن عبّاس نشسته‏ام امّا اضطراربی که در نزد شما دارم، در نزد

هیچ یک از آنان نداشته‏ام.

فقال له ابو جعفر علیه‏السلام اَتَدْری این اَنت، انت بین یدی بیوتٍ اذن اللّه ان

ترفع و یذکر فیها اسمه...؛

فرمود: آیا می‏دانی که در کدامین مکان قرار گرفته‏ای؟ تو اکنون در مقابل

خانه‏هایی هستی که خداوند به رفعت و بلند مرتبه‏ای آن رخصت داده است

و نام خدا در آن برده می‏شود و صبح و شام خدای را در آن خانه‏ها

تسبیح می‏کنند و آنان مردانی هستند که تجارت و خریدو فروش آنان را

از یاد خدا و اقامه‏ی نماز و پرداخت زکات باز نمی‏دارد.تو در این گونه

مکانی و ما دارای این خانه‏ها.»(7)

نظیر همین سؤال را عکرمة دیگر دانشمند اهل سنّت ازامام علیه‏السلام نمود

و پاسخی نظیر پاسخ قتاده دریافت داشت.(8)

فخر رازی از علمای اهل سنّت در تفسیر خود در بیان نظرهای مختلف

راجع به معنای کوثر می‏نویسد:«سومین نظر در معنای کوثر این است

که منظور از آن،فرزندان پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است و این به آن

جهت است که این سوره در ردّ کسانی نازل شده است که از آن حضرت

به خاطر نداشتن فرزند عیبجویی می‏کردند که در این صورت معنای آن

این است که خداوند تو را فرزندان و نسلی عطا می‏کند که در طول تاریخ

برقرار خواهند ماند. سپس می‏گوید: ,ببین که چقدر انسان‏ها از اهل بیت

پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به شهادت رسیده‏اند اما جهان همچنان شاهد رونق

فزاینده‏ی آنان است. آن گاه بنگر که چه تعداد از بزرگان اندیشمند مانند

امام باقر، امام صادق، امام کاظم، امام رضا علیهم‏السلام و محمّد

نفس زکیّه در میان آن‏ها جلوه‏گر شده است.»(9)

پی نوشت ها:

1- اظهر من مخبئات کنوزالمعارف و حقایق الاحکام و الحکم و

اللطائف مالا یخفی الا علی منطمس البصیره اوفاسد الطویه و

السریره و من ثم قیل و فیه هو باقر العلم و جامعه و شاهر علمه

وارفعه (الصواعق المحرقه، الطبعه الثانیة، قاهره، مکتبه القاهره،

ص 201

2- سبط ابنالجوزی، تذکره الخواص، نجف، منشورات المطبعه

الحیدریة، 1383 ه'.ق، ص 337 - علی بنعیسی الاربلی، کشف

الغمه، تبریز، مکتبه بنی هاشم، 1381 ه'.ق، ج 2، ص 329 – فضل

بنالحسن البدایة و النهایة، الطبعه الثانیة، بیروت، مکتبه المعارف،

1977 م، ج 9، ص.311در بعضی از نسخه‏ها «حکم بن عیینه»

ذکر شده است ولی «عتیبه» صحیح است. ر.ک به:کاظم مدیر

شانه چی، علم الحدیث و درایة الحدیث، چاپ سوم، قم، دفتر

انتشارات اسلامیوابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیة قم، 1362

ه'.ش، ص 67/

3- طبرسی، احتجاج، نجف،المطبعه المرتضویة، 1350 ه'.ق،

ص 176

4- الصّواعق المحرقة، ص 201

5- حلیة الاولیاء، ج 3، ص 186؛ ارشاد مفید، ص 280، به نقل

از بحارالانوار، ج 46، ص 286 و تذکرة الخواصّ، ص 337 و البدایة

والنّهایة «ابن کثیر»، ج 9، ص 311، به نقل از سیره‏ی پیشوایان

289.

7- بحارالانوار، ج 46، ص 357

8- همان، ص 258.

9- تفسیر فخر رازی، ج 32، ص 124.



شهادت امام هادی علیه السلام سوم ماه رجب

امام هادى سلام الله علیه پيوسته تحت نظر حكومت‏هاى جور بود و

سعى مى‏شد آن حضرت با پايگاههاى مردمى و افراد جامعه تماس

نداشته باشد، با اين حال آن مقدار از فضائل اخلاقى كه از او بروز

كرده، دانشمندان و شرح حال نويسان و حتى دشمنان اهل بيت

عليهم السلام را به تحسين و تمجيد آن وجود الهى واداشته است.

«ابوعبد ا... جنيدى‏» مى‏گويد: «سوگند به خدا، او بهترين مردم

روى زمين و برترين آفريده‏هاى الهى است. » (2) «ابن حجر» در

شرح حال آن حضرت مى‏نويسد: «و كان وارث ابيه علما و سخاء. »

(3) او در دانش و بخشش وارث پدرش بود. «متوكل‏» در نامه‏اى كه

براى امام عليه السلام مى‏نويسد خاطر نشان مى‏كند: «اميرالمؤمنين

سلام الله علیه عارف به مقام شماست و حق خويشاوندى را نسبت‏به

شما رعايت مى‏كند و طبق آنچه مصلحت‏ شما و خانواده‏تان مى‏باشد

عمل مى‏كند». (4) اينك به منظور سرمشق گرفتن از اخلاق كريمه

و رفتار سازنده آن حضرت نمونه‏هايى را يادآور مى‏شويم.

الف - انس با معبود

پيشوايان معصوم عليهم السلام در بالاترين درجه مقام شناخت‏حق تعالى

قرار داشتند و همين درك و بينش عميق، آنان را به ارتباط و انس هميشگى

با خدا واداشته و شعله‏هاى آتش عشق به معبود و وصال به حق بر

جانشان شرر مى‏افكند و آرامش را از آنان سلب مى‏كرد. امام هادى

عليه السلام شب هنگام به پروردگارش روى مى‏آورد و شب را با حالت‏

خشوع به ركوع و سجده سپرى مى‏كرد و بين پيشانى نورانى‏اش و زمين

جز سنگ ريزه و خاك حائلى وجود نداشت و پيوسته اين دعا را تكرار

مى‏نمود: «الهى مسى‏ء قد ورد، و فقير قد قصد، لا تخيب مسعاه و ارحمه

و اغفر له خطاه. » (5) بارالها! گنهكارى بر تو وارد شده و تهيدستى به

تو روى آورده است، تلاشش را بى نتيجه مگردان و او را مورد عنايت

و رحمت‏خويش قرار داده و از لغزشش درگذر. پارسايى و انس با پروردگار

، آنچنان نمودى در زندگى امام نقى سلام الله علیه داشت كه برخى از شرح

حال نويسان در مقام بيان برجستگى‏ها و صفات والاى آن گرامى به ذكر

اين ويژگى پرداخته‏اند. «ابن كثير» مى‏نويسد: «كان عابدا زاهدا» (6)

او عابدى وارسته و زاهد بود. يافعى مى‏گويد: «كان متعبدا، فقيها، اماما. »

او كمر همت‏به عبادت بسته، فقيه و پيشوا بود. ابن عباد حنبلى، نيز

مى‏گويد: «كان فقيها، اماما، متعبدا.(7)

ب - سخاوت وجود

امامان معصوم عليهم السلام براى مظاهر دنيوى از جمله مال و ثروت

ارزش ذاتى قائل نبودند و سعى مى‏كردند به حد اقل آن - كه زندگى معمولى

روزانه آنان را تامين كرده و آن بزرگواران را در راه انجام وظايف فردى

و اجتماعى يارى رساند-بسنده كنند و مازاد آن را در راههايى كه موجب

خشنودى خداوند بود صرف كنند.يكى از اين راهها انفاق به افراد تهيدست

و نيازمند مى‏باشد. اين سياست‏خدا پسندانه مالى- كه در زندگى همه

معصومين عليهم السلام درسطح گسترده‏اى به چشم مى‏خورد - علاوه بر

جنبه‏هاى معنوى و آثار اخروى، عامل مهمى در كاهش فقر و فاصله

طبقاتى جامعه اسلامى و تاليف قلوب افراد و حفظ شخصيت و علاقه‏مند

ساختن آنان به مكتب اهل بيت وجلوگيرى از ارتباط گرفتن و نزديك شدن

آنان به دستگاه زر و زور خلفا بود. در پرتو برخوردارى ائمه عليهم السلام

از اين خلق نيكو، وجود آن بزرگواران پيوسته مايه اميد، و خانه‏شان نه

تنها مركز نشر دانش، بلكه پناهگاه افراد نيازمند و درمانده و محل رفت و

آمد انسانهاى مختلف به ويژه آنان كه از راه دور آمده بودند بود. اين مساله

هم براى عموم مردم جا افتاده بود، به گونه‏اى كه وقتى فرد نيازمند و در

مانده‏اى را مى‏ديدند او را به خانه امامان عليهم السلام راهنمايى مى‏كردند،

و هم براى خود افراد

درمانده، بدين معنى كه به محض مواجه شدن با مشكلى مستقيما سراغ

خانه امامت را مى‏گرفتند. امام هادى سلام الله علیه همچون پدر بزرگوارش

كانون سخاوت و كرم بود و گاهى مقدار انفاق به حدى از فزونى مى‏رسيد

كه دانشمندى مانند «ابن شهرآشوب‏» پس از نقل آن مى‏گويد: «اين مقدار

انفاق، معجزه‏اى است كه جز پادشاهان از عهده كسى ساخته نيست و تا

كنون اين مقدار انفاق را از كسى نشنيده‏ايم. » (8) در كتاب «تاريخ

اجمالى پيشوايان‏» به مواردى از جود و بخشش امام عليه السلام اشاره

كرديم، در اينجا به ذكر نمونه ديگرى بسنده مى‏كنيم. اسحاق جلاب مى‏گويد:

«براى ابوالحسن گوسفندان زيادى خريدم، سپس مرا خواست و از اصطبل

منزلش به جاى وسيعى برد كه من آنجا را نمى‏شناختم، سپس تمامى آن

گوسفندان را بين كسانى كه آن حضرت دستور مى‏داد، توزيع كردم. » (9)

در روايت ديگر، زمان خريد و توزيع گوسفندان روز «ترويه‏» (10)

ذكر شده است. (11) از اين روايت‏بر مى‏آيد كه آن حضرت در مسائل

مالى و انفاقهاى جزئى نيز مسائل امنيتى و حفاظتى را رعايت مى‏كرده

و اين بيانگر شدت محدوديت آن حضرت از سوى دستگاه حكومتى است

، با اين حال امام اين كار را تحت پوشش قربانى انجام داد تا هر گونه

سوء ظنى را نسبت‏به خود از بين ببرد.



ولادت امام جواد علیه السلام دهم ماه رجب

آن حضرت بنا به نقل مشهور در دهم رجب سال ۱۹۵ هجری در مدینه

دیده به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت ثامن الحجج علی بن موسی

الرضا (ع) و مادر گرامی‌اش “سبیکه”یا “خیزران” از خاندان ماریه قبطیه

(همسر پیامبر اسلام) بوده است.

بانویی که در برتری و فضیلت‌سرآمد زنان عصر خود بود ! چنانکه امام

هشتم (ع) از او به عنوان بانوی منزه و پاکدامن و با فضیلت یاد می‌کرد.(۱)

در سن هشت سالگی بعد از شهادت امام هشتم (ع)، عهده‌دار منصب خطیر

امامت شد. دوران امامت حضرتش ۱۷ سال به طول انجامید. سرانجام در سن

۲۵ سالگی؛ در آخر ذیقعده سال ۲۲۵ هجری،‌ با دسیسه ودستور معتصم عباسی

توسط ام الفضل به وسیله زهر در بغداد به شهادت رسید و در کنار قبر جد

بزرگوارش امام هفتم (ع) در شهر کاظمین عراق آرمید.او جوانترین امام

معصومی است که به دست سیه دلان پلید به شهادت رسید.(۲)

از امام جواد (ع) در خانواده امام رضا (ع) و در محافل شیعی به عنوان

مولودی پرخیر و برکت یاد می‌شد(!۳) چنانکه ابویحیای صنعانی روایت

می‌کند: روزی در محضر امام هشتم (ع) بودم که فرزندش امام جواد (ع)

را که خردسال بودآوردند. امام رضا(ع) فرمودند:هذا المولود الذی لم

یولد مولود اعظم برکه علی شیعتنا منه (۴) این کودک،‌مولودی است که

برای شیعیان ما با برکت‌تر از او زاده نشد.

باز هم او نقل می‌کند: در مکه خدمت امام رضا (ع) شرفیاب شدم دیدم حضرت

میوه‌ای را پوست می‌کندو به فرزندش امام جواد(ع) می‌دهد، عرض کردم:‌این

همان مولود پر خیر و برکت است؟

فرمود: آری! این مولودی است که در اسلام مانند او و برای شیعیان ما

با برکت تر از او متولد نگردیده است .(۵)

امام هشتم (ع) به مناسبت‌های گوناگون از امام جواد (ع) با عنوان “بابرکت

‌ترین مولود” یاد می‌کرد به گونه‌ای که در میان یاران و شیعیان آن حضرت،

‌این نکته معروف و زبانزد بوده است.چنانکه در تاریخ آمده: دو تن از

شیعیان امامرضا (ع) به نام‌های “ابن اسباط” و “عباد بن اسماعیل” نقل

می‌کنند: ‌ما در محضر امام هشتم (ع) بودیم که آقا زاده خردسالی را آوردند.

عرض کردیم: این همان مولود پرخیر و برکت مورد نظر شماست؟ امام

(ع) فرمودند:آری! این همان مولودی است که در اسلام با خیر و برکت‌تر

از آن زاده نشده است .(۶)

با بررسی موضوع و ملاحظه شواهد و قرائن تاریخی و درک شرایط و

فضای عمومیجامعه عصر امام هشتم (ع) اجمالا درمی‌یابیم که ولادت

حضرت جواد الائمه(ع) در شرایطی رخ داد که حقیقتا خیر و برکت خاص

را برای شیعیان بلکهاسلام و مسلمین به ارمغان آورند.بیان مطلب اینکه:

عصر امام هشتم (ع) و شرایط سیاسی، اجتماعی و موقعیت آن بزرگوار،

‌شرایط و موقعیت‌ ویژه‌ای بود.

بدین معنی که امام هشتم (ع) در معرفی امام پس از خود از چند ناحیه با

مشکلات جدی روبرو بود! مشکلاتی که در دوران امامان قبل از او سابقه

نداشته است .

از یک سوی گروه واقفیه با انگیزه‌های مادی و معنوی، امامت حضرت ثامن

الحجج(ع) را بعد از شهادت موسی بن جعفر (ع) انکار می‌کردند و از

سوی دیگر امام رضا(ع) تا سن ۴۷ سالگی صاحب فرزند نشده بود و

چون بسیاری از مردم آگاه بود که رسول خدا (ص) فرمودند:

الائمه بعدی اثنا عشر! اولهم علی بن ابیطالب و الثانی حسن بن علی والثالث

حسین بی علی و تسعه المعصومین من ذریه الحسین (ع()۷(

برابر احادیث ماثوره از پیامبر اکرم (ص) ،جانشین رسول خدا (ص( امامان

معصوم (ع) ۱۲ نفرند که نه نفر آنها، از نسل امام حسین (ع) خواهند بود.

فرزند نداشتن امام هشتم (ع) هم امامت امام رضا (ع) را زیر سوال می‌برد و

هم تداوم امامت از نسل او را! و گروه واقفیه از قضا، همین موضوع را

دستاویز قرار داده و امامت امام هشتم (ع) را انکار می‌کردند تا چه رسد تداوم

امامت از نسل او را!

چنانکه حسین بن قیاما واسطی که از سران گروه واقفیه بود، طی نامه‌ای به

امام هشتم (ع) ، او را متهم می‌کند که تو عقیمی! چگونه ممکن است امام و

حجت خدا بر مردم باشی، در حالی که فرزندی نداری؟

که امام (ع) در پاسخ می‌فرماید:

و ما علمک انه یا یکون لی ولد؟ والله لا یمضی الایام و اللیالی حتی یرزقنی

ولدا ذکر یفرق به بین الحق و الباطل (۸(

تو از کجا می‌دانی که من دارای فرزند نخواهم بود؟ به خدا سوگند بیش از

چند روز نخواهد گذشت که خداوند پسری به من عطا خواهد کرد که حق را از

باطل جدا می‌کند.این شیوه تبلیغات منفی علیه امام هشتم (ع)، منحصر به حسین

بن قیاما و دیگر پیروان فرقه واقفیه نبود! واین شبهه از ناحیه دیگران هم به

مناسبت‌های گوناگون تکرار و تبلیغ می‌شد و امام رضا (ع) هم بدون مسامحه،‌

اظهارات ناصواب آنها را به نحو مبرهن و مستدل پاسخ می‌فرمود و سخنان آنان

را رد می‌کرد. تا آنگاه که امام نهم (ع) متولد شد و عملا به این شگردهای

تبلیغاتی و جوسازی‌ها علیه امام هشتم (ع) خاتمه داده شد و موضع امام (ع)

و موقعیت شیعیان که همواره در تنگنا و محاصره تبلیغاتی بدخواهان و

کج‌اندیشان بودند،تقویت شد و بهبود یافت .

در پایان سالروز ولادت با سعادت حضرت جواد الائمه (ع) را به پیشگاه

فرزند گرامی‌اش، عدالت گستر جهانی، امام عصر (عج) و به همه

ارادتمندان خاندانعصمت و طهارت و رهروان راه آن امام همام، تبریک و

تهنیت عرض می‌کنیمو توفیق رهروی و ثبات قدم در راه نورانی آن ذوات

مقدسه و برخورداری ازالطاف و مراحم ویژه آنان را از خداوند تبارک و

تعالی مسئلت داریم

عزت الله واعظی
پی‌نوشت‌ها:
۱ - بحار الانوار/ج ۵۰/ص ۱۵
۲ - منتهی الآمال / باب یازدهم
۳ - بحار الانوار / ج ۵۰ / ص ۱۵
۴ - بحار الانوار / ج ۵۰/ ص ۲۳
۵ - بحار الانوار/ ج ۵۰/ ص ۳۵
۶ - ارشاد المفید / ص ۳۱۹
۷ - میزان الحکمه
۸ - ارشاد المفید / ص ۲۹۸



ولادت مولی الموحدین علی علیه السلام سیزدهم ماه رجب

علي از مرداني است كه هم جاذبه دارد و هم دافعه، و جاذبه و دافعه او

سخت نيرومند است. شايد در تمام قرون و اعصار، جاذبه و دافعه‌اي به

نيرومندي جاذبه و دافعه علي پيدا نكنيم، دوستاني دارد عجيب، تاريخي،

‌فداكار، با گذشت، از عشق او همچون شعله‌هائي از خرمني آتش، سوزان

و پرفروغ‌اند، جان دادن در راه او را آرمان و افتخار مي‌شمارند و در

دوستي او همه چيز را فراموش كرده‌اند، از مرگ علي ساليان بلكه قروني

گذشت اما اين جاذبه همچنان پرتو مي‌افكند و چشمها را به سوي خويش

خيره مي‌سازد.

در دوران زندگيش عناصر شريف و نجيب، خداپرستاني فداكار و بي‌طمع،

مردمي با گذشت و مهربان، عادل و خدمتگذار خلق گرد محور وجودش

چرخيدند كه هر كدام تاريخچه‌اي آموزنده دارند و پس از مرگش در

دوران خلافت معاويه و امويان جمعيتهاي زيادي به جرم دوستي او د

سخت‌ترين شكنجه‌ها قرار گرفتند اما قدمي را در دوستي و عشق علي

كوتاه نيامدند و تا پاي جان ايستادند.

ساير شخصيتهاي جهان بامر گشان همه چيزها ميميرد و با جسمشان در

زير خاكها پنهان مي‌گردد اما مردان حقيقت خود ميميرند ولي مكتب و

عشقها كه برمي‌انگيزند با گذشت قرون تابنده‌تر ميگردد.

ما در تاريخ مي‌‌خوانيم كه سالها بلكه قرنها پس از مرگ علي افرادي با جان

از ناوك دشمنانش استقبال مي‌كنند.

از جمله مجذوبين و شيفتگان علي، ميثم تمار را مي‌بينيم كه بيست سال پس

از شهادت مولي بر سر چوبه دار از علي و فضائل و سجاياي انساني او سخن

ميگويد، در آن ايامي كه سرتاسر مملكت اسلامي در خفقان فرو رفته، تمام

آزاديها كشته شده و نفس‌ها در سينه زنداني شده است و سكوتي مرگبار

همچون غبار مرگ بر چهره‌ها نشسته است،‌ او از بالاي دار فرياد برمي‌آورد

كه بيائيد از علي برايتان بگويم. مردم از اطراف براي شنيدن سخنان ميثم

هجوم آوردند. حكومت قداره بند اموي كه منافع خود را در خطر مي‌بيند

دستور ميدهد كه بر دهانش لجام زدند و پس از چند روزي هم بحياتش

خاتمه دادند. تاريخ از اين قبيل شيفتگان براي علي بسيار سراغ دارد.

اين جذبه‌ها اختصاصي به عصري دون عصري ندارد. در تمام اعصار

جلوه‌هائي از آن جذبه‌هاي نيرومند مي‌بينيم كه سخت كارگر افتاده است.

مردي است بنام ابن سكيت،‌ از علماء و بزرگان ادب عربي است و هنوز

هم در رديف صاحب‌نظران زبان عرب مانند سيبويه و ديگران نامش برده

ميشود.

اين مرد در دوران خلافت متوكل عباسي مي‌زيسته - در حدود دويست سال

بعد از شهادت علي - در دستگاه متوكل متهم بود كه شيعه است اما چون

بسيار فاضل و برجسته بود متوكل او را به عنوان معلم فرزندانش انتخاب كرد.

يك روز كه بچه‌هاي متوكل به حضورش آمدند و ابن سكيت هم حاضر بود

و ظاهرا در آن روز امتحاني هم از آنها بعمل آمده بود و خوب از عهده بر

آمده بودند متوكل ضمن اظهار رضايت از ابن‌سكيت و شايد و سائقه سابقه

ذهني كه از او داشت كه شنيده بود تمايل به تشيع دارد،‌ از ابن‌سكيت پرسيد

اين دو تا (دو فرزندش) پيش تو محبوب‌ترند يا حسن و حسين فرزندان علي؟

ابن‌سكيت از اين جمله و از اين مقايسه سخت برآشفت، خونش بجوش آمد،

با خود گفت كار اين مرد مغرور بجائي رسيده است كه فرزندان خود را با

حسن و حسين مقايسه ميكند؟ اين تقصير من است كه تعليم آنها را برعهده

گرفته‌ام، در جواب متوكل گفت:

"به خدا قسم قنبرغلام علي بمراتب از اين دو تا و از پدرشان نزد من محبوبتر

است".

متوكل في‌المجلس دستور داد زبان ابن‌سكيت را از پشت گردنش درآورند.

تاريخ افراد سراز پا نشناخته زيادي را مي‌شناسد كه بي‌اختيار جان خود را در

راه مهر علي فدا كرده‌اند. اين جاذبه را در كجا ميتوان يافت، گمان نميرود

در جهان نظيري داشته باشد.

علي به همين شدت دشمنان سرسخت دارد، دشمناني كه از نام او بخو

مي‌پيچيدند. علي از صورت يك فرد بيرون است و بصورت يك مكتب

موجود است. و به همين جهت گروهي را بسوي خود ميكشد و گروهي را

از خود طرد مينمايد، آري علي شخصيت دو نيروئي است.

*تاريخ،‌ افراد سراپا نشناخته زيادي را مي‌شناسد كه بي‌اختيار جان خود را

در راه مهر علي(ع) فدا كرده‌اند. علي(ع) به همين شدت دشمنان سرسخت

دارد.
* علي(ع) از صورت يك فرد بيرون است و به صورت يك مكتب موجود است.

*مردان حقيقت، خود مي‌ميرند، ولي مكتب و عشق‌ها كه برمي‌انگيزند، با

گذشت قرون، تابنده‌تر ميگردد.

* علي(ع) هم جاذبه دارد و هم دافعه، و جاذبه و دافعه او سخت نيرومند است.


استاد شهید مرتضی مطهری



وفات حضرت زینب علیها سلام پانزدهم ماه رجب

● وفات

حضرت زینب(س) در پنجم ماه رجب و به روایتی درچهاردهم ماه رجب

سال ۶۲ هجری در روستایی به نام “راویه” و در حومه شهر دمشق چشم

از جهان فرو بستند. اما مورخان دراین مورد اختلاف دارند ومکان دفن

آ‌ن حضرت را در قبرستان بقیع مدینه و بعضی هم درمصر گفته‌اند اما

آنچه تحقیقات نشان می‌دهد این است که با زینب صغری و دختر دیگر

امیرالمومنین (ع) که در مصر یا مدینه می‌باشد اشتباه کرده‌اند.

درمورد علت مهاجرت حضرت زینب(س) از مدینه به سوی شام نظرات

متعددی ارائه شده است. از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱) واقعه حره( قتل عام فجیع مردم مدینه به دستور یزید، در سال۶۲ هجری)

۲) ناراحتی‌های روحی آن حضرت پس از واقعه کربلا

۳) شیوع وبا و طاعون به همراه قحطی در مدینه

۴) افشاگری‌های حضرت بر علیه حکومت یزید و بنی‌امیه که باعث تبعید

ایشان شد

● افق‌های زندگی

حضرت زینب (س) درطی زندگی پرنشیب و فراز خود سفرهای متعددی

راانجام دادند که بیشتر آنها جنبه تاریخی قابل توجهی دارد. مسافرت‌های

ایشانرا می‌توان به ۸ بخش مهم تقسیم کرد که عبارتند از:سفر اول ایشان

که راحت و درکمال آسایش بود و آن هنگامی بودکه امیرالمومنین (ع)

به منظور تغییرمرکز خلافت از مدینه به قصد کوفه حرکت فرمود. در

این سفر آنحضرت همراه پدر، برادران،‌ همسرشان و جوانان بنی‌هاشم

بودند.در سفردوم حضرت زینب (س) همراه برادرانش از کوفه به جانب

مدینه عزیمت نمود.

در این سفر هر چند قلب آ‌ن بانوی بزرگوار از شهادت پدر و دیگر وقایع

جریحه‌دار بود اما با عزت وارد مدینه شدند.سفر سوم با برادرشان امام

حسین (ع) و سایر فرزندان امیرالمومنین (ع) و در پی بیعت نکردن ابی‌عبدالله

(ع) با یزید از مدینه وبه قصد مکه معظمه می‌باشد.

سفر چهارم ازمکه به سوی کربلا بود. دراین سفر نیز برادرشان امام

حسین(ع) و سایر فرزندان امیرالمومنین(ع)، اولادامام حسین(ع) گروهی از

اصحاب پیامبر (ص) همراه وی بودند. این سفر در پی ارسال نامه‌های کوفیان

به امام حسین(ع) و اعلام آمادگی آنان در حمایت از ایشان صورت گرفت

که عاقبت‌الامر به واقعه خونین کربلا انجامید .سفر پنجم که با مسافرت‌های

قبلی آ‌ن حضرت تفاوت‌های اساسی دارد از کربلا به کوفه است. در این سفر

که همراه با محنت و رنج بود حضرت زینب (س)همچون کوهی استوار

سالار کاروان اسراء و پیام‌آور نهضت حسینی می‌باشد.

سفر ششم آن بانوی عصمت وطهارت از دارالاماره کوفه به سوی دارالخلافه

شام بود. این مسافرت حضرت زینب (س) نیز که در آن چهل منزل پیموده و

صدمه‌های بی‌شمار دیده وخسته، گرسنه ،‌تشنه و داغدیده گردیده همراه با غم

و اندوه فراوان بود. تا آنکه در قصر سبز یزید با ایراد خطبه تاریخی خود لرزه

بر اندام حکومت بنی‌امیه آورد.سفر هفتم از شام به مدینه و مراجعت به وطن بود

هر چند این سفر به منزله پایان دوران اسارت ایشان محسوب می‌شود ولی با

دلی سوخته و روانی گداخته از غم از دست دادن برادر پا بر شهر پیامبر(ص)

گذاشت.سفر هشتم نیز از مدینه به مقصدشام و به اتفاق شوهرشان عبدالله بن

جعفر طیار می‌باشد. همانجا بودکه آن حضرت پس از پشت سرگذاشتن یک

زندگی پرنشیب و فراز اما با عزت چشم از جهان فرو بست



شهادت امام کاظم علیه السلام بیست وپنجم ماه رجب



25 رجب سال روز شهادت امام هفتم حضرت موسي بن جعفر الكاظم عليه

السلام است . شيعه و سني مناقب و فضائل آن حضرت را نقل كرده اند .

از آن جمله إبن طلحه ، عالم بزرگ سني مي گويد :

« هو؛ الامام ، الكبير القدر العظيم الشأن ، الكثير التهجّد ، الجادّة في

الإجتهاد، المشهود له بالكرامات ، المشهور بالعبادة ، المواظب علي الطاعات

، يبيّت الليل ساجدا و قائما و يقطع النهار متصدقاً و صائماً ولفرط علمه

و تجاوزه عن المعتدين عليه دُعي كاظما ، كان يجازي المسيء بإحسانه إليه

، ويقابل الجاني عليه بعفوه عنه ، و لكثرة عباداته كان يسمي بالعبد الصالح ،

ويُعرف بالعراق بباب الحوائج إلي الله ، لنجح المتوسلين

إلي الله تعالي به ، كراماته تحار منها العقول .... »

« او امامي بزرگ قدر ، عظيم الشأن ، بسيار متهجّد ، اهل جديت در

كوشش ، كسي كه كرامات او آشكار و به عبادت مشهور ، و به طاعت

مواظب بود . شبها را در حال سجود و قيام سپري مي كرد و روزها را

با صدقه وروزه مي گذرانيد وبه خاطرشدت حلم و گذشتي كه نسبت به

جسارت كنندگان به خود داشت ، كاظم خوانده مي شد .

كسي را كه به او بدي مي كردبا نيكي و احسان پاداش مي داد . با جنايت

كننده نسبت به خويش ، با عفو وبخشش مقابله مي كرد . و به خاطر كثرت

عباداتش عبد صالح نام گرفت ، و در عراق به باب الحوائج إلي الله مشهور

است . چرا كه كساني كه بوسيله او به خداي توانا متوسل مي شوند ،

از توسل خويش نتيجه مي گيرند . كراماتش عقلها را حيران مي كند .. . » .

و نيز إبن حجر ، دانشمند بسيار متعصب سني درباره ايشان

چنين مي گويد : « و كان معروفاً عند أهل العراق بباب قضاء الحوائج

عند الله و كان أعبد أهل زمانه و أعلمهم و أسخاهم »

« او نزد اهل عراق به باب قضاء حوائج ،نزد خداوند معروف بود و

عابدترين مردم زمانش و داناترين و سخاوت مندترين آنان بود .»

كراماتي كه از آن حضرت نقل شده بسيار زياد است . از آن جمله در حديث

صحيحي، حمادبن عيسي مي گويد :

« بر حضرت موسي بن جعفر بر شهر بصره وارد شدم ، پس به ايشان

عرض كردم :دعا كنيد خداي تعالي يك خانه ، يك همسر ، فرزند وخادم

روزيم كند و پنجاه حج نصيبم كند . حماد مي گويد به محض اينكه پنجاه

حج را شرط كردم ، دانستم كه من بيش از پنجاه حج انجام نخواهم داد سپس

حماد گفت : تابحال چهل و هشتحج به جا آوردم و اين خانه من است كه

روزيم شده ، و اين همسر من است كه در پشت پرده كلامم را مي شنود

و اين خادم من و اين پسر من است و همه اينها نصيبم شد.

پس از اين سخن حماد دو حج ديگر انجام داد و پنجاه حج او تكميل

شد سپس به قصد پنجاه ويكم حركت كرد ، و همراه اوابوالعباس نوفري بود ،

زماني كه مي خواستند احرام ببندند و حماد قصد غسل داشت ، سيلي آمد و

او غرق شد و از دنيا رفت . رحمة الله عليه »همچنيني در حديث صحيح

ديگري چنين آمده است« آن حضرت در سرزمين مني به زني عبور كردند

كه مي گريست و فرزندان او در اطراف او گريه مي كردندو گاوي كه

دارايي اين زن بود ، مرده بود ، پس آن حضرت به طرف آن زن رفتند و

فرمودند : اي كنيزخدا ،چرا مي گريي ؟ آن زن پاسخ داد اي بنده خدا من

فرزندان يتيمي دارم و گاو ماده اي داشتم كه گذران زندگي خود و كودكانم

از آن بود ، هم اكنونمرده است و من و فرزندانم راه چاره اي نداريم ،

حضرت فرمودند :آيا مي خواهي برايت زنده اش كنم ، پس به دل آن زن

افتاد كه بگويد آري اي بنده خدا ، پس آن حضرت به كناري رفتند و دو

ركعت نمازي خواندند سپس دست خود را كمي بالا آوردند و لبان مبارك

را كمي تكان دادند ، سپس برخاستند و گاو را صدا زدند وباعصا يا

پاي مبارك ضربه اي به او نواختند،

پس حيوان بر روي زمين ايستاد . آن زن تا چنين صحنه اي را ديد

فرياد زد و گفت : قسم به پروردگاركعبه كه اين عيسي بن مريم است .

امام عليه السلام به ميان مردم رفتند و بين آنان قرار گرفتند و عبور كردند . »


ايشان در زندان هارون الرشيد و با زهري كه به ايشان دادند ، غريبانه

ومظلومانه به شهادت رسيدند . قبر مطهر آن حضرت در كاظمين و در

كنار قبر مطهر حضرت جواد عليه السلام قرار دارد.در پايان جهت تيمّن و

تبرّك چند حديث از ايشان نقل مي كنيم ؛

. «ياهشام ، إنّ العاقل نظر إلي الدنيا وإلي أهلها فعلم أنها لاتنال إلا بالمشقة ،

و نظر إلي الآخرة ، فعلم أنها لاتنال إلا بالمشقة ، فطلب بالمشقة أبقاهما . »

2. « السخي قريب من الله ، قريب من الجنة ، قريب من الناس »

3-« إنّ خواتين أعمالكم قضاء حوائج إخوانكم و إحساناً عليهم ما قدره و الا لم

يقبل منكم عملا هنو علي إخوانكم و رحموهم تلقو بنا »

4. « جهاد الإمرأة ، حسن التبعّل »

5. « ما من شيء تراه عينيك إلا فيه موعظة »



مبعث رسول گرامی اسلام بیست وپنجم ماه رجب

علت ارسال پیامبر عظیم الشأن اسلام برای رسالت

الی ان بعث الله سبحانه محمدا رسول الله (ص) لانجاز عدته واتمام نبوته

مأ خوذا علی النبیین میثاقه ، مشهورة سماته (1)

خداوند پیامبررافرستاد:

1- برای اتمام یافتن وعدۀ خداوندی که عبارتست ازارسال پیامبران

2- برای هدایت مردم

3- برای اتمام کردن نبوت وختم رسالت

4- نبوتش برای همۀ عالمیان وآوردن دین جاوید

5- علامات طبیعی وروحی اودرکتابهای آسمانی ودرمعلومات اهل

6- ذکر مشهوربوده است

7- پیامبر عظیم الشأن اسلام درهنگامی ازطرف خدا فرستاده شد که

8- ازرستگاری وارزش های الهی اثر ونشانی نمانده بود .

9- باطل رابه وسیلۀ حق شکافت وحق راآشکارساخت

مردم رابه رشد وکمال هدایت نمود وبه اعتدال دستورداد

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
بازدید کننده گرامی ، شما به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.
ارسال یک نظر

نام:*
ایمیل:*
متن پیام:
پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن تصویر انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler

جستجو در سایت

امکانات

کنترل پنل کاربری

نام کاربری:
رمز ورود :


فراموشی رمز؟

موضوعات و مطالب سایت


نظرسنجی

نظر شما درباره سایت خوگان چیست ؟
تعطیل بشه بهتره
بود و نبودش فرقی نداره
حتما باید باشه

 

Mojtaba.R |© 2013

کلیه حقوق قانونی این قالب متعلق به سایت خوگان بوده و هرگونه کپی برداری و انتشار ممنوع است